جمال الدين محمد الخوانساري

439

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ميكند دلها را مساوره كردن زهرهاى كشنده . اين نيز تتمهء كلامي بوده مشتمل بر مواعظ ونصايح ومراد اينست كه : بترسيد از نخوت وتكبر وآنرا رداى خود مكنيد يعنى جامهء وقار خود مكنيد مانند ردا كه جامهء وقارست زيرا كه آن بزرگترين دامهاى شكار شيطان است يعنى شيطان را دامهاست كه به آنها شكار مردم ميكند وهر كه را گرفتار آنها شد مطيع وفرمانبردار خود مىگرداند ، واين نخوت بزرگترين آنهاست وگرفتاران أو بآن زيادة از دامهاى ديگرست ، وچنان دامى است كه بآن شكار ميكند دلها را ودرمىآويزد به آنها از براي هلاك كردن آنها مانند در آويختن زهرهاى كشنده ، واين از قبيل تشبيه معقول است بمحسوس . 6600 فاتقوا اللّه عباد اللّه تقيّة « 1 » من شغل بالفكر قلبه ، وأو جف الذّكر بلسانه ، وقدّم الخوف لامانه . پس بترسيد از خدا اى بندگان خدا ترسيدن كسى كه مشغول سازد بفكر دل خود را ، وتند حركت دهد ذكر زبان أو را ، وپيش فرستد ترس را از براي ايمنى خود . اين نيز تتمهء كلامي است « 2 » مشتمل بر نعت حق تعالى يا مواعظ ونصايح . و « ترسيدن كسى كه مشغول سازد بفكر دل خود را » يعنى كمال ترس چه ظاهرست كه كسى كه همواره در فكر معارف إلهيّه باشد وقدرت وعظمت وبزرگوارى حق تعالى بر أو ظاهر شود كمال ترس از حق تعالى خواهد داشت . و « تند حركت دهد ذكر زبان أو را » يعنى همواره بزبان ذكر خدا كند وزبان أو تند باشد در آن وكندى نكند [ وممكن است « 3 » كه ترجمه بجاى « تند حركت دهد ذكر زبان أو را » اين باشد كه : « بكار برد ذكر زبان أو را » يعنى مشغول سازد بخود .

--> ( 1 ) كذا بخطّه ( ره ) بضبط صريح مطابقا لطبعة هند ( ص 250 ، س 4 ) ودر چاپ صيدا ( ص 166 ) : « تقاة » . ( 2 ) از خطبهء غرّاء است بتلخيص وتصرّفى ( ج 2 چاپ أول شرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد ، ص 92 ) . ( 3 ) اين عبارت يعنى از « ممكن است » تا « بعمل آورد آنرا بزبان خود » در نسخهء أصل نيست ودر ساير نسخ ذكر شده است .